على ربانى گلپايگانى

181

درآمدى به شيعه شناسى ( فارسى )

مفاد اين آيات و آيات مشابه آنها اين است كه خداوند جهان طبيعت را بيهوده و بازيگرانه نيافريده است . بلكه آفرينش جهان حق و حكيمانه است . در آيات ديگر تصريح شده است كه حيات انسان غرض از آفرينش طبيعت است ، چنان‌كه مىفرمايد : هُوَ الَّذِي خَلَقَ لَكُمْ ما فِي الْأَرْضِ جَمِيعاً « 1 » . چنان‌كه غرض از آفرينش انسان در سراى آخرت تحقق خواهد يافت : أَ فَحَسِبْتُمْ أَنَّما خَلَقْناكُمْ عَبَثاً وَ أَنَّكُمْ إِلَيْنا لا تُرْجَعُونَ . « 2 » پرستش خداوند راه نيل به غايت مطلوب حيات بشرى است : وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ . « 3 » انسان و اختيار مقتضاى عدل و حكمت خداوند اين است كه انسان در افعالى كه به آنها تكليف مىشود ، مختار باشد ، زيرا تكليف كردن انسان به كارى كه قدرت فعل يا ترك آن را ندارد بيهوده است ، چنان‌كه مجازات كردن كسى بر كارى كه بر ترك آن قدرت ندارد ، با عدل كيفرى خداوند منافات دارد . قرآن كريم مىفرمايد إِنَّا هَدَيْناهُ السَّبِيلَ إِمَّا شاكِراً وَ إِمَّا كَفُوراً « 4 » اين‌كه انسان مىتواند سپاسگزار يا كفران كننده‌ى نعمت‌هاى الهى باشد ، دليل روشن بر مختار بودن او است . امام على عليه السّلام در رد پندار

--> ( 1 ) . بقره / 29 . ( 2 ) . مؤمنون / 115 . ( 3 ) . ذاريات / 56 . ( 4 ) . انسان / 3 .